
به گواهي مورخين، بعد از واقعه کربلا کسي از ترس «يزيد بن معاويه» جرات نمي کرد تا جنازه هاي ياران امام حسين (ع) را دفن کند؛ تا اينکه زنان طايفه «بني اسد» جمع شدند و به خاک کردن جنازه ها پرداختند. اين واقعه در روز سيزدهم ماه محرم اتفاق افتاد.

به همين خاطر زنان قزويني هر سال در روز سيزدهم ماه محرم، در مسجد «علي اکبر» اين شهر جمع مي شوند؛ عده اي بيل و کلنگ به دست مي گيرند و عده اي ديگر پيکرهاي پارچه اي بدون سر را بر دوش گرفته و به دور شهر مي چرخند و دوباره به آن مسجد بر مي گردند و در آنجا به سينه زني و نوحه خواني مي پردازند.






گزارش تصویری تشييع نمادين شهداي كربلا در خبرگزاری فارس را اینجا ببینید.

اجتماع عزاداران تاسوعای حسینی در قزوین - خیابان سپه (لینک گزارش مشترک)




سخنرانی ابوترابی، نايب رييس مجلس شوراي اسلامي
چند لحظه قبل داشتم تصاویر صدا و سیمای قزوین را از مراسم امروز می دیدم. آنها که تصور می کنند تنها رسانه منعکس کننده این گونه رویدادها هستند و در انجام این امر گویی خدا را هم ...
با آن جایگاه های اختصاصی و ادوات و تیم محافظ و کنیز و ندیم که حاضر نیستند دقیقه ای به هم صنفان دیگرشان کمک کنند و اصلا کسی یا چیزی را به عنوان هم صنف به رسمیت نمی شناسند! مانده ام چطور رویشان شد تصویر لانگشان (نمای باز) از این مراسم را، در حالی که سیمی با فاصله تنها یکی دو متر درست وسط کادر از بالا تا پایین چون بیدی تکان می خورد، برای شبکه سراسری بفرستند.
زورکی که نیست بعضی چیز ها استعداد می خواهد!

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بینوا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
آن تلخ وش که صوفی ام الخباثش خواند اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را +

این کار را دست کم نگیرید. تشکیل چنین انجمنی واقعا هفت خوان رستم است.
هيات موسس بعد از ۴ سال این در و اون در زدن و شکستن غول بروکراسی و تایید وزارت کشور، پس از طي 30 جلسه و بررسی مدارك ارسالی 1000 نفر از عكاسان 91 شهر كشور، و اعلام فهرست نهایی پذيرفته شدگان، پنجشنبه ۲۶ آذر ماه، نخستین مجمع عمومی را تشکیل دادند.

در این جلسه موارد زیر انجام شد:
تصویب اساسنامه
انتخاب هیات مدیره
انتخاب بازپرس
تایین میزان حق عضویت
تعیین روزنامه کثیر الانتشار

فکر نکنید به خاطر قرعه کشی اون یک عدد دوربین CANON EOS 5D MARK II اومده بودندا.
نه فقط به خاطر سرنوشت عکاسی کشور.
فقط.
کلا عکاس ها انسان های خونگرم و خوش و دور هم جمع شویی!! و پیگیر و ... ای هستند.

از نکات جالب اینکه شهر قزوین در میان آمار عکاسان پذیرفته شده رتبه چهارم را در کل کشور دارد.
اطلاعات بیشتر از درباره این رویداد را اینجا و حواشیش را اینجا بخوانید. گزارش تصویری من از این مجمع هم در سایت گروه عکاسان قزوین قابل مشاهده است.
امیدوارم اتفاق خوبی برای عکاسان کشور باشد. نه و نه فقط عکاسان تهران !

دومین جشنواره عکس فیروزه که عنوان تنها مسابقه زنده عکاسی کشور (به گفته برگزار کنندگان) را به دوش می کشد چندی پیش در تبریز به پایان رسید. برای دیدن عکس های را ه یافته به بخش رنگی و سیاه سفید به اینجا مراجعه کنید.
همچنین آثار برگزیده دومین جشنواره عکس فیروزه در بخش سیاه و سفید را اینجا ، رنگی را اینجا و اثر برگزیده جایزه ویژه استاد شفاییه را اینجا ببنید.
حامد حق دوست تا کنون دو نقد ( 1 و 2 ) در سایت عکس آن لاین بر جشنواره فیروزه نوشته که خواندنش خالی از لطف نیست و گویا قرار است ادامه هم داشته باشد.


تصمیم ندارم درباره فیروزه ، وضعیت عکاسی و آنچه در ذهن دوستان عکاس می گذرد چیزی بنویسم چرا که به نظرم پر از نقد و انتقاد است و بهتر است که داد و هوار هایمان تنها به گوش عکاسان برسد.
فیروزه عرصه ای بود برای اثبات جو زدگی ما.
هر طرف را که نگاه می کنم مشتی آدم جو زده می بینم، درست عین خودم.

شب های دور از خانه، یاد آور خط شکنی هایم است.
دور که می شوی گویی خط قرمز ها هم رنگ عوض می کنند و راحت تر شکسته می شوند!
عازمم.
تا در دومین جشنواره سراسری عکس فیروزه شرکت کنم. شب های دور از خانه را این بار در تبریز سپری خواهم کرد، آن هم نه برای خط شکنی، نه برای رقابت! ، برای لذت بردن از همزیستی با این همه آدم .
تو مي گفتي وفادارم
محبت را خريدارم
ولي ديدم نبودي
تو گفتي آن حبيبم من
كه بر دردت طبيبم من
ولي دردم فزودي

در برابر زيبايی های طبيعی دره الموت شايد قلعه الموت به چشم نيايد. اين مسیر در پاييز به سرخي و زردي می گرايد. چين و واچين دامن هزار رنگ البرز كه گاه سرخ می شود و گاه سبز، گاه بنفش و گاه زرد شما را وا می دارد به ايستادن و ديدن.



الموت ترکیب دو کلمه " آله " (بمعنی عقاب) و " آموت " ( بمعنی آشیانه) که به مرور زمان تبدیل به "الموت" گشته است.

گزارش مسابقات تكواندو نوجوانان كشور در قزوین اولین گزارش تصویری من در سری جدید همکاریم با خبرگزاری فارس به عنوان عکاس آزادست که اینجا می تونید ببنید.
امیدوارم در فارس بتونم تا حدی به ثبات برسم، جیزی که این روز ها خیلی لازمش دارم.















عكسي كه در بالا مي بينيد عكسي است كه اديتور تهران به عنوان عكس تاپ گزارش تصويري مراسم تشييع پيكر شهيد قنبري انتخاب كرده است.

اين هم عكسي است كه ما در قزوين به عنوان عكس تاپ گزارش انتخاب كرده ايم.
دوست دارم خودتان قضاوت كنيد كه عكس اول تا چه حد معيار هاي عكس تاپ را دارد، اصلا آيا عكس خوبي است يا نه؟

عكس تاپ گزارش قزوين هم اينگونه در تهران اديت شده. (عکس ها تقریبا عین هم بودند، فقط موقعيت دست ها فرق مي كرد). به نظرم در عكس قزوين، هم بارگاه امامزاده حسين (ع) قداستش را دارد و هم عروج شهيد تا حدي نشان داده شده و هم سيل جمعيت. در حالي كه اديتور تهران تا حد زيادي همه را گرفته. ضمن اينكه بي جهت نسبت ۲ به ۳ عكس را رعايت نكرده.
به خدا ادیت تنها کراپ کردن نیست.

آخيش، دلم داشت بالا مي آمد، خيلي كلنجار مي روم چيزي ننويسم ولي نمي شود. اين جور پيش برود روز به روز انگيزه ام پايين تر مي آيد.
گزارش هاي تهران و قزوین را اگر دوست داشتيد ببينيد (در بزرگترين سايز) و نظرتان را درباره انتخاب عكس تاپ بيان كنيد.

عکس: فرشته اصغری
آخرین نمایشگاه گروه عکاسان ۱۰ «سکوت» نام داشت که از تاریخ ۸ تا ۱۸ مرداد ماه سال جاری درنگارخانه تماشا شهر قزوین به نمایش درآمد. گروه عكاسان ۱۰ دومين گروه عكاسي بعد از گروه آمونت است كه در قزوين فعاليت می کند . این گروه از سال ۱۳۸۶ و پس از اتمام کلاس های تخصصی عکاسی شروع به کار کرد. دو نمايشگاه «در اين شهر» (بهمن ۱۳۸۶) و «دوچرخه۲۸» (مهرماه ۱۳۸۷) حاصل دور هم بودن آنها در اين دوسال است.
فرشته اصغری/ رشیده بابایی/ عرفان دادخواه/ مریم فرساد/ پروانه موسس/ آرش ملاحسنی/ داریوش مردانی/ حیدر موسوی عکاسان شرکت کننده در این نمایشگاه هستند که می توانید عکس های آن ها از اين پس در گالری سایت گروه عکاسان قزوین در اینجا ببینید.

عکس: عرفان دادخواه
در يادداشت ابتدای نمایشگاه آمده بود:
سکوت میان خود و عکس
عکس با تمام ارتباط بیانیای که با مخاطب دارد تنها یادآور سکوتی است که عکاس با فشردن دکمه شاتر، ابدیاش میسازد. وقتی به عکسها نگاه میکنیم به چه میاندیشیم؟ با کمی تامل درمییابیم که در سکوت شناوریم؛ سکوتی سخت متفکرانه و جاری میان خود و عکس. و این چنین است که تنهایی ما را در بر میگیرد. عکسها سرد نگاهمان میکنند و با نگاه گرم ما جاودانه میشوند؛ و این همه در سکوت ما و عکس پدیدار میشود.
عکسها مهمترین اسناد سکوتی هستند که روزی ما را در خود خواهد گرفت. انسانها، اشیاء، مناظر و ... وقتی در کادر عکس قرار میگیرند گویی دیگر تنها در همین کادر حضور دارند؛ آنچه هست عکس است و بس.
مهدي وثوق نيا/تابستان ۱۳۸۸
ممنون از استاد وثوق نیا، مدیر سایت گروه عکاسان قزوین، بابت زحماتشان برای نشر این نمایشگاه در سایت.

متاسفانه از عواملی که موجب شده عکاسان خبری در ایران سلیقه مشخصی نداشته باشند، وجود اديتور هاي مختلف آن هم با سلايق متفاوت است که البته از ادیت تنها تغییر کادر عکس را آن هم نه به درستی بلدند. چند وقتي است سعي مي كنم تا جايي كه مي شود براي خبرگزاري كم عكس بفرستم (منظورم تعداد عكس هاي گزارش است).
هنوز هم معتقدم ايرنا بايد عكس هايش را در سايز كوچكتر و با كيفيت بهتر روي خط قرار دهد. كاري كه ما در قزوين انجام مي دهيم.
اگر ممكن است گزارش ديدار تيم هاي پيكان و پاس را در سايت قزوين و تهران ببينيد (در بزرگترين سايز ممكن) و نظراتتان را براي بهتر شدن بيان كنيد. سعي مي كنم به تهران هم منتقل كنم.



دوچرخه ای در محل بازی کودکان در شیرخوارگاه آمنه - قزوین
۱- یکی از چیز هایی که همیشه باعث شده دیدگاهم نسبت به زندگی مثبت و شاد باشد وجود کودکان هست. همین بچه هایی که در کنار ما بچگی می کنند، به من نگاه می کنند، ما را می خندانند، به فکر می برند و ...
راست گفت که " من از دنیای بی کودک می ترسم* ".
از طرف دیگر آنچه دلم را به درد می آورد، (آن هم از ته ته) رنج کودکان است. دل دیدنش را هم ندارم.
شاید به همین خاطر است که هیچگاه از کودکان کار عکاسی نکردم. در روز جهانی کودک به واژه "کودک" بسیار فکر کردم، چرا که شاید موضوع بعدی گروه عکاسان ۱۰ باشد.
۲- بخشی در موضوعات وبلاگم اضافه کردم به نام " آدم های زندگی من" که تنها عکس آنهایی را خواهم گذاشت که فراموششان نخواهم کرد. کاری که بسیار دوست داشتم انجام دهم.
۳- برای آنها که می خواهند تراوین را تجربه کنند باید بگویم عالی است، عالی برای اینکه فراموش کنند دنیایی هم هست. زندگی هم هست. زیبایی هم هست. عشق هم هست.
زندگی با تراوین به من که خیلی نچسبید.
پدر و مادر ها هم اگر می خواهند بچه شان معتاد نشود، سیاسی نشود، خانه بماند، ساکت باشد تنها یک اینترنت ADSL و یک اکانت تراوین کافی است. کم خرج و موثر. خدایییش به صرفه است.
۴- آخرین کتابی که خواندم " پل های مدیسون کانتی" بود که از دوست قدیمیم "علی عزیزی" گرفته بودم ولی دست روزگار (شما بخوانید کم لطفی من) ما را از هم دور کرد و الان هم ازش بی خبرم. رمان فوق العاده ایست . من را عاشق تر کرد. شخصیت اول داستان هم یک عکاس است.
آخرین فیلمی هم که دیدم "سردرگم" بود با بازی "چارلیز ترون" که چند روز است در ذهنم مانده .شاید به خاطر حس و حال این روز هایم . تراوین بازها حتما ببینند لااقل یه کم کله شان هوا بخورد. خدا چه دیدی شاید سر عقل آمدند.
۵- به عنوان یک دوست به آنهایی که حتی یک هفته است عکاسی می کنند توصیه می کنم عکس هاشان را درست و اصولی آرشیو کنند، باور کنید عکاسی تنها عکسِ خوب گرفتن نیست، خیلی چیز های دیگر هم هست.
* عنوان کتابی از هیوا مسیح
علی، یاد آن روز ها که با هم از کلاس های فیلمسازی قدم می زدیم بخیر. خیلی دلم برایت تنگ شده.

مانور امداد و نجات آتش نشاني و خدمات ايمني شهرداري قزوين به مناسبت روز جهاني آتش نشاني در قزوين برگزار شد.












بر اساس باور مسلمانان شب قدر شبی است که قرآن (جدا از وحی تدریجی) بطور کامل بر حضرت محمد نازل شده است. بر طبق احکام اسلامی دعا و استغفار در این شب، وظیفه دانسته شده است.
خوابیدن در شب قدر مذموم و شبزندهداری در آن سفارش شده است و روز قدر هم به اندازه شبش نزد مسلمانان ارجمند است.




این روز ها که به خیابان سپه سری بزنید، اطراف پارکینگ امامزاده اسماعیل حتما "یگانه" را خواهید دید که در حال بازی و گشت و گذار است.
یگانه و پدر و مادرش مدتی است که در خیابان زندگی می کنند و خانه ای ندارند.









بشر این روز ها چه سخت زندگی می کند.
برخي اتفاق ها را در زندگي بايد فرصتي شمرد كه انگار تنها براي تو و به خاطر تو رخ مي دهد تا شايد از اين روزمرگي و كسالت بيرون بياي و به اين جهان طور ديگري بيانديشي.

ديدار با دكتر پرويز رشوند، همشهری خودمان كه الان مقيم كاناداست و كلينكش هم در دوبي است از همین فرصت ها برای من بود. اگر اشتباه نكنم رشته اصلی دکتر Naturopathic یا همان درمان از طریق دارویهای غیر سمی و طبیعی است که البته جز این کلی در زمینه انرژی درمانی و طب سوزنی و هزار و یک علم دیگر تحصیلات دارد.
باور كنيد بیان اینکه دقیقا دکتر درباره انرژي انسان چه گفت سخت است، اما تاثیری که در من گذاشت بسیار زیاد بود.
هميشه در مقابل علم كم مي آورم. جدا مي گويم!




این مسابقه در سه گروه سنگین وزن، مثبت 90 کیلوگرم، سبک وزن، منفی 90 کیلوگرم و گروه پیشکسوتان در زمین اسکیت مجموعه ورزشی کوثر شهرداری قزوین برگزار شد.
در این مسابقه ورزشکاران سبک وزن کامیون 9 تنی و ورزشکاران سنگین وزن کامیون 19 تنی را می بایست در مسافت 30 متری با نظارت داوران بر روی زمین می کشیدند.
عکس های این مسابقه را اینجا ببینید.



گزارش تصویری: جشن تشویق دانش آموزان ممتاز قزوینی



گزارش تصویری: همایش بزرگ ورزشکاران زورخانه ای



گزارش تصویری: ديدار تيم هاي پيکان قزوين و مقاومت سپاسي شيراز



گزارش تصویری: رزمایش اقتدار پلیس در قزوین

گزارش تصویری: افتتاح خیابان هنر در قزوین
دوربینم درست شد. انگار قرار بود خراب بشه تا من هم کمی فکر کنم.
چند وقتیه که برای هر چیز حاضرم وقت بگذارم جز وبلاگم. گزارش های تصویری این چند وقتم رو تو وبلاگم لینک دادم، تا لااقل چشمان شما از تكرار خسته نشه.

عکس: عرفان دادخواه
سکوت، امتداد لحظهای خاموش است و به این دلیل میتواند هم معنای خیرگی بکار رود. آنسان که خیرگی، امتداد یک نگاه است، سکوت، امتداد یک لحظه است؛ لحظهای خاموش.
عکس نیز همچون سکوت خاموش است. سکوتِ عکس از خیرگی میاید؛ خیرگی در دریچه دوربین. خیره و – بیشتر وقتها – ساکت، به دریچه دوربین نگاه میکنیم تا عکسمان را بردارند. عکس، به همین جهت ساکت است. عکس – چون سکوت – نمود لحظه را حفظ می کند.
عکس، مترادف مرگ است؛ چنانکه سکوت. اگر یونانیان باستان با رجعت به گذشته درگیر مرگ می شدند؛ ما – مردمان امروزی – با عکسهایمان درگیر مرگ میشویم؛ عکسهای ساکت. در پس چهرههای ما – موضوعهای صامت عکاسی – مرگ خانه کرده؛ مرگی تکنیکی: عکس، در کسر کوچکی از ثانیه برداشته می شود و حال آنکه مدت زمانی طولانی در آلبوم ها می ماند. عکس – اینطور خشن – مرگ آن لحظه ما را ثبت می کند و در زمان امتداد میدهد. ما – چهرههای عکس – مردهوار، خاموش و ساکت یک لحظه در دریچه دوربین خیره می مانیم، تا در قاب عکس ده سال و صد سال بنشینیم.
عکس – همانسان که سکوت – با غیاب معنا میابد. همین، سکوت، عکس و مرگ را تراژیک می کند. هر سه، حضورشان را از غیاب وام میگیرند.
مرگ و عکس و سکوت همجنساند.
با تشکر از پویان عزیز
نمایشگاه عکاسان گروه ۱۰ با عنوان "سکوت" در گالری تماشا افتتاح شد.
این نمایشگاه تا 18 مرداد ماه 88 ادامه دارد.

عکس: حمید راغب
- تعدادی از عکس های نمایشگاه به همراه یادداشت مهدی وثوق نیا برای بروشور نمایشگاه را اینجا می توانید ببینید.
- نقدی از محمد خیرخواه بر نمایشگاه را اینجا بخوانید.
۱- معتقدم "سکوت" به اندازه کافی واژه عمیق و وسیعی بود که دوستان در گروه دچار کپی برداری از عکاسان دیگر نشوند.
۲- "گنگ بودن واژه سکوت" شاید باعث شده باشد تا تعدادی از عکس ها سطحی به نظر بیاید ولی این را می دانم که دوستان در گروه ۱۰ تلاش کرده اند تا عکس هایشان به سمت درونیات و نگاه خاص خودشان به موضوع برود.
۳- نمی توان نقش ادیتور را در این نمایشگاه نادیده گرفت، چرا که بسیاری از دوستان به واسطه پیچیدگی موضوع و درگیری با آن نمی توانستند به نتیجه قطعی برسند.
۴- بودن یا نبودن عنصر انسان در عکس ها از آن مواردی بود که اتفاقا من از همان ابتدا درگیرش بودم و در ابتدا بسیار تلاش کردم تا هر طور شده در عکس هایم عنصر انسان را مستقیما بگنجانم که در آخر خوب از آب در نیامد و الان هم بر این باورم که این پافشاری تنها مرا از اصل دور کرد.
بعد از یک هفته شلوغ و پر استرس که حتی هواپیما هم در آن سقوط کرده، تصمیم می گیری یک روز خوب و قشنگ را با برنامه ای دقیق عین یک پسر خوب شروع کنی.
همه چیز خوب پیش میرود. همه چیز.
به کارهایت می رسی، طبق برنامه.
ناهار را که می خوری و اماده می شوی تا از مسابقات تنیس بانوان عکاسی کنی، طبق برنامه.
یک تاکسی ۱۱۳ می گیری و زیر باد خنک کولر ماشین به این فکر میکنی که از بالا و پایین پریدن دختران تنیسور چگونه باید عکس بگیری.
به موقع می رسی به محل مسابقات، طبق برنامه.
همه چیز از قبل برای عکاسی هماهنگ شده. خودت را معرفی می کنی. اجازه می گیری. کوله ات را گوشه ای می اندازی و دوربین ات را آماده می کنی و شروع می کنی به عکاسی. طبق برنامه .
چلیکک . ..

چلیکک . ..

عجب هوای گرمی.
چلیکک . ..

چلیکک . ..

وقتی اولین بارت باشد مسابقات تنیس را از نزدیک می بینی، انتظاری خیلی زیادی هم نداری. با این حال عکس ها بد نیست.
چلیکک . ..

بد نیست چند عکس هم از بالای ساختمان مسابقات بگیری.
چلیکک . ..



چی شد؟!!!
هیچی. دوربینت دیگر صدایش در نمی آید.
.
بعدا می فهمی که پایه میرور باکس دوربینت شکسته. به همین سادگی!
همین اتفاق کوچیک ۱ هفته ای کار و زندگیم رو بهم ریخته. کلی بد قول شدم و اعصابم واقعا بهم ریخته. به بردارم قول داده بودم از مراسم نامزدیش عکاسی کنم که اون هم به لطف این اتفاق بهم خورد. تا الان ۲ بار تا تهران رفته ام و امیدوارم فردا بتونم در سومین بار دوربینم رو تحویل بگریم. شاید مثل اولش.
خرج زندگی هم که قربانش برم همیشه بالاست. خرج تعمیر دوربین و بدهکاری لنز قبلی و وضعیت نامشخص کاری را هم که اضافه کنی، می مانی هاج و واج!
تازه می فهمیدم محمد می گفت عکاس خبری پوستش باید عین کرگدن کلفت باشد یعنی چه.
همه چیز بهم ریخته، طبق برنامه!



مراسم يادبود درگذشتگان سانحه هوايي قزوين بعد از ظهر دیروز با حضور اسقف اعظم ارامنه ايران "سيبوه سرکيسيان" و خانواده ارامنه درگذشتگان در محل سقوط هواپیما برگزار شد.



عکس هایم در خبرگزاری آسوشیتدپرس : اینجا

گزارشم در خبرگزاری ایرنا : اینجا

هواپيماي توپولف هواپيمايي کاسپين پس از برخاستن از فرودگاه امام خميني(ره) در نزديکي قزوين به زمين خورد و در اين سانحه تمامي 153 مسافر و 15 خدمه و کادر پرواز اين هواپيما جان خود را از دست دادند.





عکس هایم در خبرگزاری یونایتدپرس : اینجا
در طول این چند سال کارم در عرصه مطبوعات و خبرگزاری ها به این باور رسیده ام که تمام رسانه های خبری در ایران با کمبود ها و مشکلات و ایرادات فراوانی مواجه هستند و هر لحظه باید انتظار بروز هر اتفاق را داشته باشی و همه اینها باعث می شود که احساس عدم رضایت نسبت به شغل خبرنگاری و روزنامه نگاری چیز عادی باشد.
به نظرم در این میان عکاسان خبری اوضاع بسیار بدتری دارند چرا که علاوه بر مشکلات عمومی در فضای رسانه درگیر مشکلات حاد تری از قبیل تهیه امکانات به روز با قیمت های بالا، احتمال خرابی و سرقت تجهیزات، وجود فضای امنیتی در کشور نسبت به مقوله عکس، برخوردهای غلط و نادرست با عکاسان، عدم رعایت حقوق مادی و معنوی عکاسان، بی تفاوتی مطبوعاتی ها نسبت به عکس، نداشتن دانش کافی صفحه بند ها در باره عکس ، ارزش قائل نشدن مخاطبین برای عکس خوب ، وجود فضای رقابتی شدید در میان عکاسان و ... هستند.
اما چه کنم که پوستم کلفت شده. از کارم لذت می برم و اعتیادم شدید تر از قبل. با تمام این اوصاف این بار هم تصمیم گرفتم تمام توانم را برای کار در خبرگزاری ایرنا بگذارم و امیدوارم این تلاش باعث ایجاد رابطه ای دو سویه بین من و مسئولین ایرنا شود و در نهایت بیننده ها راضی باشند.
از دوست خوبم حسین رضایی که در این هفته های اول کمک های زیادی برای جا افتادنم در ایرنا می کشد، بسیار ممنونم. (انقدر که راجع به سایت ایرنا ازش پرسیدم فکر کنم از دستم کلافه شده)
در خبرگزاری ایرنا علاوه بر اینکه عکاسان استان ها، گزارش های خود را برای سرویس عکس تهران ارسال می کنند، می توانند با نظر مسئول استان خود گزارش هایی را در بخش گزارش تصویری صفحه استانی منتشر کنند. همین مورد هر چند مزایای بسیار زیادی دارد ولی کار را برای عکاسی که بخواهد در سطحی ایده آل کار کند بسیار سخت خواهد کرد و نیازمند حمایت های زیادی است. آنچه که در زیر می بینید گزارش هایم از ابتدای شروع کار در خبرگزاری ایرناست. دوستان اگر نظری در خصوص عکس ها و قسمت عکس (نه عکس های همراه خبر) ایرنای قزوین دارند برایم بفرستند که به شدت استقبال خواهم کرد.

هفتمين جشن دانش آموختگان غيرايراني در قزوين - ایرنا (بقیه عکس ها: اینجا )

هفتمين جشن دانش آموختگان غيرايراني در قزوين - ایرنای قزوین (بقیه عکس ها: اینجا)


برداشت گيلاس در استان قزوين - ایرنا (بقیه عکس ها: اینجا)

برداشت محصول گيلاس در روستاي "طيخور" قزوين - ایرنای قزوین (بقیه عکس ها: اینجا)


روستاي "هير" قزوين در دامان طبيعت بکر البرز (بقیه عکس ها: اینجا)

گزارشي از روستاي "هير" قزوين در دامان طبيعت كوه هاي البرز (بقیه عکس ها: اینجا)
در پایان لازم می دانم ۲ نکته را در خصوص عکس های ایرنا که در اختیار من نیست عرض کنم :
۱- سایت ایرنا به گونه طراحی شده است که هر عکسی با هر کیفیتی را نمی توان رو خط قرار داد و خود سایت امضای زیر عکس ها را قرار می دهد و این امر موجب کاهش کیفیت عکس های روی خط رفته می شود. علاوه بر این سیاست ایرنا برای ارزیابی عکس بزرگترین سایز آن است و لذا بیننده هم باید عکس ها را در بزرگترین حالت ببیند.
(برای دیدن عکس ها در بهترین حالت، پس از باز شدن صفحه ی گزارش، کلید ENTER را فشار داده و با دکمه های مکان نما عکس ها را انتخاب کنید.)
۲- تامین عکس های همراه خبر در سایت سراسری ایرنا بر عهده سرویس عکس نیست و مسلم است که از یک خبرنگار که سیلقه بصری خوبی ندارد نمی توان انتظار زیادی داشت و لذا در بسیاری از موارد عکس های سایت، نامناسب، بدون کیفیت، با سایز غیر مطلوب، و دفرمه شده است.
در قزوین هم من تا آنجا که بتواند تلاشم را برای بهبود این مورد خواهد کرد، البته تا جایی که به کارم لطمه ای نزند.
و کلام آخر اینکه از دوستان مطبوعاتی درخواست دارم در صورت استفاده از عکس ها حقوق معنوی آن را رعایت کنند. منظورم فقط نام عکاس نیست بلکه نام خبرگزاری هم هست که این کار علاوه بر اینکه نشان دهنده رعایت اصول حرفه ای از سوی نشریه شماست باعث بالا رفتن انگیزه در خبرگزاری برای ارائه آثار بهتر می شود. (حالا اگه گرفتین من واسه چی می گم؟!)

امروز بعد از يك هفته اولين مسيجي كه برام اومد اين بود: اس ام اس را خدا آزاد كرد!!

۱- گزارش هایی از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در شهر های مختلف ایران 1 و 2
۲- امیدوارم به دور دوم نکشد.
الان تنها برایم موفقیت در امتحانات مهم است. همین.
این روز ها هواداران دو آتیشه میر حسین و احمدی نژاد واقعا شب و روز نمی شناسند.
گزارش های زیر تنها گوشه ای از فعالیت های حامیان این دو کاندیدا در ایام نزدیک انتخابات است.


حمایت های خیابانی از میر حسین موسوی در شب های نزدیک به انتخابات
(باقی عکس ها)


اجتماع حامیان سبز در قزوین
(باقی عکس ها)


همايش بزرگ حاميان احمدي نژاد در قزوين
(باقی عکس ها)
۲- صد رحمت به سفید که لااقل خودش را به خاطر یک رای سیاه نکرد.

جمعه این هفته باز هم فرصی شد تا سفری به شهر ماسوله داشته باشم. عکاسی از یک شهر به این زیبایی بسیار دشواره و من هر دفعه تنها مجذوب زیبایی هاش می شم.
شما رو به دیدن چند عکس توریستی از پاییز و بهار ماسوله مهمان می کنم، شاید که در این روزهای آشفته کمی آرومتون کنه !












۱- انصافا وقتی که شما برای شرکت در یک مناظره عکس زن طرف مقابل را توی جیبتان بگذارید معلوم است که از قبل خود را بازنده می دانید و برای جر زنی عکس زن طرف را می برید تا جلوی چشم مردم رو کنید.
احمدی نژاد بدترین کار عمر خود را با گرفتن عکس زن میرحسین جلوی دوربین صدا و سیما انجام داد و نشان داد برای این که در مسابقه ی فوتبال برنده شود حاضر است اسلحه در جیب خود بگذارد و به بازیکنان مقابل شلیک کند. در چنین شرایطی هر چند تا گل هم که بزند تماشاگران و داوران منصف هر گز او را برنده ی بازی نخواهند دانست +.

۲- خوابم نمی برد. هنوز صدای تیر خلاص در گوشم داد می زند +.

۳- من به میر حسین موسوی رای می دهم.

دومین دوره مسابقات پرش با اسب روز جمعه در باشگاه سوارکاری البرز قزوین برگزار شد.





می ترسم تمام اتفاقات این روزها هیاهویی بیش نباشد ...

عکس هایم از مراسم سخنرانی دکتر جلایی پور در دانشگاه آزاد قزوین که حواشی زیادی داشت رو اینجا و اینجا می تونید ببینید.




۲- نمایشگاه عکسهای مریم کریمی با عنوان "سایه ای در خاک" در نگارخانه تماشا به نشانی قزوین، خیابان نادری، جنب میدان میر عماد، مجتمع فرهنگی هنری ارشاد، تا تاریخ 9 خردادماه 88 برپاست.


دوستان می تونن نظراتشون رو راجع به نمایشگاه از طریق ایمیل وبلاگم و یا قسمت نظرخواهی این پست، به صورت خصوصی و یا عمومی برام بفرستن تا منعکس کنم.
۳- نمی دونم چرا جدیدا هر عکس بی نام و نشان و جنجالی به من نسبت داده می شه و هر جا می رم انگ دو رویی بهم زده می شه.
من هم عین هر کس گرایشات شخصی خودم رو دارم ولی نیازی نمی بینم برای عکاسی کردن و کار با رسانه ها جناحی عمل کنم.
هیچ چیز بدتر از این نیست که عکس های خبری که عمر کوتاهی هم دارند توی کامپیوترت خاک بخورن. تا الان هر کس که حقوق مادی و معنوی عکس هام رو رعایت کرده، بهش عکس دادم و تلاش می کنم عکس هایی رو که ممکنه ازشون سوء استفاده بشه با دقت بیشتری در اختیار دیگران بزارم.
۴ - یاد تابستان هایی بخیر که با خرید جوجه های رنگی شروع می شد و با مردنشون تمام ...


اولین همايش رزمندگان و ايثارگران استان قزوين امروز در مسجد النبی قزوین برگزار شد. چیز گفتنی ندارم. هر چه هست توی عکس هام بخونید. اصلا می دونید چیه؟
اعتراف می کنم این پست رو گذاشتم که برید و گزارشم رو ببینید.

محمد علي جفعري فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

محمد باقر الفت دادستان عمومي و انقلاب قزوين
راستی کسی فرق همایش و تجمع و سمینار و سمپوزیموم و موارد مشابه رو می دونه بهم بگه؟ من واقعا اینها رو قاطی کردم!
احمدی نژاد قبل از شروع نشست مطبوعاتی خود در قزوین

در دست این فرد نامه ای است که در پاسخ به درخواست او از رییس جمهور در دور اول سفر های استانی، برایش ارسال شده ولی هنوز نتیجه ای از آن نگرفته است.
دكتر محمود احمدي نژاد پنجشنبه شب در پايان سفر دو روزه خود به استان قزوين در نشست خبري با خبرنگاران، از تصویب 160 مصوبه برای آبادانی استان خبر داد.

اهدای نشان ایثار توسط رییس جمهور به یکی از خانواده های شهدا

نشست مطبوعاتی رییس جمهور در قزوین

عکس دسته جمعی خبرنگاران قزوینی با رئیس جمهور

گزارش تصویری: نشست خبري رئيس جمهور در قزوين

گزارش تصویری: دیدار های روز دوم سفر رییس جمهور به قزوین

عکس های خبری: نامه نگاري مردم شهر قزوين به رئيس جمهور

احمدی نژاد در آخرین سفر خود به قزوین، با مردم این شهر دیدار کرد.



امروز یکم می، روز جهانی کار و کارگر است.
به نظر شما در این روز کسی تلاشی برای احقاق حقوق این قشر کرده؟





مجموعه عکس های من از کارگران ساختمانی رو در خبرگزاری فارس اینجا ببینید.

شادی طرفداران تیم استقلال در قزوین - خیابان خیام



قلعه رودخان یا قلعه حسام نام قلعهای تاریخی در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان گیلان است. برخی از کارشناسان، ساخت قلعه را در دوران ساسانیان دانستهاند. این قلعه با ۲٫۶ هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستای رودخان قرار دارد. دیوار قلعه ۱۵۰۰ متر طول دارد و در آن ۶۵ برج و بارو قرار گرفته شده است.
این قلعه در ارتفاعی بین ۶۶۵ تا ۷۱۵ متر از سطح دریا واقع شده است و در کنار آن رودخانهای با همین نام جاری است.*



اینم دوستم امین که عین همین طبیعت سبزه.



عکس هایی رو که از طبيعت بهاري قلعه رودخان برای خبرگزاری فارس فرستادم اینجا ببینید.
* گرفته شده از دانش نامه آزاد ویکی پدیا

فعلا بازار بسکتبال تو قزوین داغ داغه. تيم بسکتبال صبا مهر در اولين ديدار از مرحله رده بندی مسابقات ليگ برتر بسکتبال، تيم پتروشيمي ماهشهر رو شکست داد. این طور که من شنیدم دومين بازي روز دوشنبه هفته آينده به ميزباني تيم پتروشيمي در بندر ماهشهر برگزار می شه.
دبیر سرویسم تیر خلاص رو قبل از بازی زد و خیالم رو راحت کرد که گزارشم کار نمی شه. خوب من هم انگیزه ام کم بود دیگه. جوونی و هزار فکر و خیال. هی فکرم به جاهای مختلف می رفت.
به این فکر کردم که چرا هیچ وقت در حین بازی ها تمام چراغ های سالن شهید بابایی روشن نیست.
چرا فقط به بچه های صدا و سیما کیک و ساندیس و موز می دن.
چرا من و چند نفر دیگه انقدر به این تن مبارک فشار میاریم و با کلی زحمت و استرس سعی می کنیم چند تا عکس ورزشی خوب بگیریم، بعد آخر سال رییس سازمان تربیت بدنی خبرنگاران دیگری رو با هدایا نقدی خودش مورد تقدیر قرار می ده.
اصلا اونهایی که این هدایا رو می گیرن در حالی که می دونن شاید کس دیگری هست که ممکن بیشتر لایق باشه و یا اونهایی که با هزار کلک اسمشون رو تو لیست قرار می دن، واقعا از گلوشون پایین می ره؟
.
.
.
ای بابا اصلا به من چه؟ کاش عکس هام کار می شد انقدر فکر نمی کردم. خدا رو شکر ، هیچ جای این عالم گرفتن این هدیه ها ممنوع نیست!
کجایی وجدان جان که حالم خوب نیست؟! *




* من وجدانی دارم که تو اکثر پست هام واسم به اسم " وجدان عرفان دادخواه" نظر شخصی میگذاره.

مرحله نيمهنهايي ليگ برتر بسكتبال با شکست تیم صبامهر قزوين از ذوبآهن اصفهان پایان یافت. صبا مهر این بازی را با نتیجه ۸۰ -۹۱ در خانه واگذار کرد تا نتواند مانند سال گذشته خود را در ديدار نهايي ببيند.





برای دیدن گزارش تصویری بازی اینجا بروید.

این هم عکس رویترز از مسابقات NBA
۱- اولین هدیه ای که امسال گرفتم کتاب فتوژورنالیسم با ترجمه اسماعیل عباسه. واقعا چسبید. ممنون از دوست خوبم امیر رجبی.

۲- این روز ها کارم شده قدم زدن و فکر کردن. بارون رو بیش تر از قبل دوست دارم. زیر بارون تنها تر از همیشه ای. یه تنهایی لذت بخش. یه تنهایی بکر.

هر چی تلاش کردم توی عکس هام، انسان و سکوت (موضوع نمایشگاه بعدی گروه عکاسان ۱۰) کنار هم باشن نشد که نشد.
۳- لینک های وبلاگ نون القلم رو از دست ندین. من خیلی دیر کشفش کردم. هم نویسنده اش باحاله، هم نوشته هاش، هم لینک هاش. کلی هم لینک راجع به عکاسی داره.
۴- دیدن گزارش های تصویری باستن گلاب در بخش the big picture سایتش واقعا لذت بخشه. مُردیم از بس عکس خبری با سایز کوچیک دیدیم.

شلوغی های اخیر شهر لندن
۵- این روز ها دائم مجید رو تو خیابون می بینم. ازش قبلا هم عکس گرفته بودم. کارش پلاستیک فروشی تو بازاره. خیلی هم شره ولی جلوی دوربین من معصومه می شه.


۶- فعالیت های انتخاباتی در قزوین داره گرم تر میشه. امروز دفتر ارتباط با مردمی میر حسین موسوی افتتاح شد. فردا هم کروبی وارد استان میشه. احمدی نژادی ها هم چشم به راهند.





عکس های امروز رو اینجا می تونید ببینید.
یکی از مزیت های سرویس عکس خبرگزاری فارس داشتن بخش عکس خبری هست که باعث می شه عکس هایی که قابلیت گزارش شدن رو ندارن روی خط برن مثل اینها : ۱ - ۲ -۳ - ۴
هیچوقت فکر نمی کردم از ایسنا اینجوری بخوام برم. ایسنایی ها دل بزرگی ندارند و عرصه رو بر من طوری تنگ کردند که مجبور به رفتن شدم.
همواره سعی کردم در زمان بودنم در ایسنا بدی هایش رو جایی نگم، حالا هم حرفی نیست جز دلتنگی.
چه خوب که خدایی اون بالا هست.

این هم اولین گزارشم در خبرگزاری فارس: چهارمين دوره مسابقات ربوكاپ آزاد ايران

بهار را به شما نه، شما را به بهار تبریک می گویم !

از وقتی فراخان مسابقه نجات تخم مرغ روی برد های دانشگاهون (آزاد قزوین) چسبیده شد عده زیادی از دانشجو ها درگیر این مسابقه جالب شدند و از اون جایی که خلاقیت حرف اول رو برای در شرکت می زد خیلی ها از رشته های مختلف شرکت کردند.
نحوه مسابقه هم به این ترتیب بود که هر تیم باید سازه ای رو طراحی می کرد که وقتی از ارتفاع ۱۸ متری به زمین انداخته می شد تخم مرغ درون اون سالم می موند. علاوه بر سالم ماندن تخم مرغ، نو آوری، عدم استفاده از مواد خطر ساز، وزن سازه، بیرون آمدن تخم مرغ از سازه بعد از سقوط، افتادن سازه در یک محل مشخص از پارامتر های دیگر امتیاز آور بود.
نام اصلی این مسابقه، «گرويتي چلنج» (چالش جاذبه) که باقی عکس های گزارشم رو اینجا می تونید ببینید.
از نظر برگزاری این جور اتفاقات برای فضاهای دانشگاهی بسیار خوبه. تعداد زیادی از دانشجو ها به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم درگیر بودند و فضای کاملا شاد و علمی و خوبی بر مسابقه حاکم بود.
ما هم قرار بود شرکت کنیم ولی بعد از کلی تخم مرغ هدر دادن، طرحمون جواب نگرفت. مشکل در خارج شدن تخم مرغ از سازه بود.



۱- چند وقتیه که کاملا خسته ام. نمی دونم علت چیه ولی به تعطیلات نیاز دارم. برای لحظه تحویل سال روز شماری می کنم.
عکاسی از کنسرت امروز واقعا حالم رو تغییر داد. از نظرم کنسرت بدی نبود. قزوینی ها هم بمبی از انرژی اند.





۲- نمی دونم چرا هر کی به من می رسه می گه : "چرا کم کار شدی؟ دیگه عین سابق انگیزه نداری؟ تنبل شدی! "
آخه چه جوری که بقیه از حال من خبر دارن و خودم بی خبرم. درسته عکس تو وبلاگم نمی زارم، درس ها سخت شده، من دانشجوی خوبی شدم، کار های جهاد دانشگاهی زیادتر شده، جشنواره شرکت نمی کنم یه کمی هم مریضم ولی در حال حاضر دورینم یه کارخونه بزرگ تولید عکسه که صاحبش مونده با این همه تولید چی کنه.

یکی از تفریحات قزوینی ها والیبال بازی کردن در زمین های خاکی اطراف محل سکونتشان است.
"زمین خاکی شمالی های الوند" در پشت ورزشگاه یادگار امام این شهرستان از معروف ترین این زمین هاست که طرافداران ثابتی دارد. در روزهای تعطیل، جمعیت زیادی ، از صبح تا شب، دور هم جمع اند و با شور و حرارت مشغول بازی. عده ای هم اگر دست بدهد تیغی بازی می کنند.*
دیدن بازی شمالی ها و فریادها و دعواهایشان برای برد، تجربه شیرینی روز های تعطیلات این هفته های من بود.









* قزوینی ها به بازی که شرطی انجام شود، تیغی بازی می گویند.